تبليغاتX
سروش
 
سروش
 
 
 
همیشه یادت باشه مال یتیم نخوری و کاری غیر اخلاقی نکنی. سید را بدنام نکنی و به کسی تهمت زنا نزنی. برای کسی برای اینکه رای نیاره کاناوال شادی راه نیاندازی. دروغ نگی و با فحشت کسی را ناراحت نکنی. خدا در یک سال آخر عمرت باهات کاری می کنه که با داشتن صد تا مرض همزمان بمیری.

اینها که گفتم را این مرحوم کردان البته همه اش را نکرده بود ولی دروغ که گفته بود. به هر حال این بدبخت کردان همین ماه سال پیش قضیه اش معروف شد. تنها یک سال زودتر اگر می مرد هرگز اسمش تو تاریخ ثبت نمی شد. الله اکبر

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 10:29  توسط حسین  | 
به مقالاتی که این چند ماه نوشته ام نگاه کرده ام. دو تا در خصوص اقتصاد اسلامی و در تایید آن نوشته ام. یکی هم در دفاع از احمدی نوشته ام. دوستان ناآشنا می خونند می گویند این سروش عجب احمدی نژادیه. از آخوندها و احمدی دفاع می کنه. نمی دونند....

یک بابایی داره مین روبی می کنه. یا می میره که خوب به سلامتی جاده باز شده یا مین روبی می کنه که باز به سلامتی ما با خیال راحت از جاده عبور می کنیم. بد می گم؟ 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:41  توسط حسین  | 
برای تحقیق به بی خوابی و کد زدن نیازه و برای بی خوابی و کدزدن به موسیقی نیاز هست. بالاخره من یافتم فایده واقعی موسیقی را. حالا من طرفدار موسیقی شدم. 

http://www.youtube.com/watch?v=UusBbAHJQnc

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 8:42  توسط حسین  | 

If I want to run fortran in Lab PC the commend is:

f95 NameOfFile.f95

a.out !This is run it

control c !This stop the file

-------------------------------

TO build the executable file

f95 NameofFile.f95 -0 hello

hello

------------------------------------

 |+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 20:10  توسط حسین  | 

چه كسي مي‌گويد كه گراني اينجاست؟

دوره ی ارزانيست...........

چه شرافت ارزان...........................

تن عريان ارزان...........................

و دروغ از همه چيز ارزانتر.................

آبرو قيمت يك تكه نان..............

و چه تخفيف بزرگي خوردست ............

قيمت هر انسان!............................

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 11:23  توسط حسین  | 
انتخابات افغانستان خیلی اتفاق جالبی است. می توانید مختصری از سرگذشت کاندیداها را از اینجا بخوانید. از سردار معروف طالبان (در گذشته) تا شاگرد عبدالکریم سروش تا سیاستمداری چون عبدالله تا اقتصاد خوانده های آمریکا و جنگجوهایی که کودتا کرده اند در گذشته.

آنچه برای من خیلی جالب است میزان شفاف سازی شورای برگزاری انتخابات است که مانند آمریکا مخارج تمام کاندیداها و کسانیکه به آنها کمک کرده اند را منتشر می کند(اینجا) و در دسترس عموم می گذارد. به حق افغانستان دارد مسیر دموکراسی و تساهل را به درستی طی می کند. چه کسی می گوید کمک خارجی حتما با سونیت همراه است؟

 |+| نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 23:6  توسط حسین  | 
اگر خوشحالید که نماز جمعه خوبی بود. رفسنجانی عالی صحبت کرد. طوری صحبت کرد که بتواند 4 هفته دیگر هم به نماز جمعه بیاید. طوری صحبت کرد که بعضی ها به سیم آخر نزنند. اصلا ا.ن. را به ... هم حساب نکرد و همه اینها به نظر من حاصل تیزهوشی مردی بزرگ است که به شایستگی او را فرزند امام می دانند. موسوی، مردی که من به او افتخار می کنم. کم حرف می زند تا بهانه به دست کسی ندهد ولی مثل مرد می ایستد. حالا چرا می گویم حاصل کیاست موسوی بود؟

فرض کنید موسوی اول هفته اعلام می کرد در نماز جمعه شرکت می کند و احمدی به مشهد نمی رفت و به جای مشهد تمام لباس شخصی ها به تهران می آمدند و تمام دانشگاه تهران را پر می کردند و فرض کنید با کوچک ترین سخنرانی هاشمی یک دست شعار می دادند که "مرگ بر ضد ولایت فقیه" اونوقت چی می شد به نظر شما؟ هاشمی نمی توانست حرف زیادی بزند. حال فرض کنید از قبل معلوم بود چنین کاری می کنند و احمدی هم به نماز می رفت و هاشمی مردم را آب روی یخ می کرد. این سناریو محتملی بود. اما موسوی می دانست کی بگوید که به نماز می رود. و این زمان بندی راز برنده شدن بود. زمانی که احمدی مجبور بود به مشهد برود. زمانیکه نمی شد از شهرهای دیگر به پایتخت آورد. او مرد بزرگی است من به او افتخار می کنم. کسی که دونه دونه داره به اطرافیان خودش و مخالفین دولت اضافه می کنه. مردی که باعث شده مردم شعار بدهند بسیجی واقعیی.... همت بود و باکری. مابچه های جنگیم..... بجنگ تا بجنگیم. مرگ بر روسیه. ما اهل کوفه نیستیم......حسین تنها بماند. یاحجت ابن الحسن.......ریشه ظلم و بکن.

من افتخار می کنم. افتخار به این سید سبز.

نکته دوم این بود که این نماز جمعه گویا سرباز صفر نیاوردند. چون کاملا محتمل بود سرباز صفرها در صف اولیه نماز حال و سوای سبز پیدا کنند و حالا بیا درستش کن.


 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 7:37  توسط حسین  | 
هدف از این پست نقد این بیانیه است.

1) ساختار بیانیه: یا بیانیه نباید تحلیل داشته باشد و در یک جمله درخواست مشخصی را بیان کند و یا اگر تحلیل دارد باید تحلیلی منسجم ارائه کند. تحلیلی که علاوه بر استنادات قوی، با ارائه دلایل وزین روند منطقی بحث را آشکار کند. در عین حال درخواست بیانیه می بایست دارای مرجعی مشخص و مرتبط با پیام نامه باشد.  نویسندگان بیانیه نشان داده اند نه تنها درخواستشان را بی هدف و و با تناقض درونی و صرف نگرانی ابراز کرده اند بلکه بی مایه ترین تحلیل را ارائه کرده اند. نبود سازمان و انجمن های مدنی که افراد در خلال اتفاقات یاد بگیرند چگونه بیانیه بنویسند آفتی است که اثرات آن در این بیانیه آشکار است.

علاوه بر موارد فوق مرز درخواست، نگرانی و تحلیل مشخص نیست. هرکه می تواند به فهم خود برداشتی متفاوت ارائه کند.

2) از نظر معرفت شناسی نکته قابل بیان بدفهمی از "عمل گرایی" و "واقع بینی" است. لزوما میانه دیدن و ماستمالی کردن نشانه عمل گرایی و واقع بینی نیست. البته از دانشجویان مهندسی نمی توان انتظار داشت درکی از افول واژگان سیاسی داشته باشند اما می بایست حداقل این اندازه آگاه باشند که اگر مفهومی را نمی دانند جداقل بکار نبرند. 

 بقیه را دیگر دوستان ب.ن.ن در ذیل پست حامد نوشته که بنظرم بسیاری معتبر است.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 21:41  توسط حسین  | 
آقا در مورد مصاحبه کامران دانشجو مطالب زیاد دوستان من نفهمیدم این یعنی چی؟ خوب تو اگر رای ها را اعلام می کنی که به تو ربطی نداره چطور باشه! این کجاش روند طبیعی و معمولی بود! اعلام علمی آمار یعنی چی؟

متن پیاده شده کامران دانشجو: دقیقه -20 این فیلم

http://alef.ir/1388/content/view/47732/

خیلی جالبه، در انتخابات قبلی می آمدندمثلا در 3 تا شهرستان عنوان می شدطرف فکر می کرد اوله بعد 3 تا شهرستان دیگه اعلام می شود یک تکونی می خورد نتایج عوض می شد طرف می گفت من بهت زده شدم. کاری که ما این بار کردیم کار کاملا علمی بود آقای ... ما اکثر، تمام شهرستان هایمان از طریق یارانه وصل بودند به سرور اصلی. ما فرم های 22 که می آمد بلافاصله اعلام می کردیم چون اول از شهرستان ها و روستاها می آمد ابتدائا 70 درصد آرا ماله نامزد برنده بود.بعد به تدریج شهرهای بزرگ شروع کرد به اومدن این به تدریج کاسته شد کاسته شد کاسته شد.تا بالاحره 61 درصد 62 درصد 63 درصد حالا 62 درصد. خوب اینکه کاملا طبیعی و واضح و مشخص بود. خوب بود ما مثل دوره های گذشته می آمدیم می گفتیم این آقا این قدره بعد یک نفر مثل من 2 ساعت می رفت استراحب می کرد برمی گشت بعد می گفت آقا من یکدفعه دیدم رای ها از این طرف به اون طرف شد.ما کاملا روند طبیعی و معمولی را بردیم دیگه!

مجری: خوب حالا ما بریم یک میان برنامه را ببینیم دیگه.

بعد میان برنامه

مجری: (کلی سوالات بی ربط)... ولی شما می خواستید یک چیز در مورد سوال قبل مطرح کنید.

دانشجو: در دوره های قبل به صورت شهرستانی نتایج می آمد، اول شهرستان های کوچک تر می آمد بعد شهرستان های بزرگ می آمد یکدفعه حالت بهت زدگی ایجاد می کرداما کاری که ما این بار کردیم شعبه به شعبه آنلاین وصل بود به سرور ما یک برآیند از کل کشور می آمد. با اینکه برآیندی از کل کشور می آمد اما چون شهرستان ها و روستاها زودتر می آمددرصد 69 بعد شروع کرد به تدریج پایین تر آمدن یعنی ما کارمون را کاملا علمی انجام دادیم، ما کاملا کار را به صورت علمی بردیم جلو که اینجا هیچ شک و شبهه ای در نتایج نباشه.


--------------------

آقا این دکتر دانشجو در یک پاراگراف 2 بار خودش را نقض کرد. آخر ما نفهمیدیم این دوره هم اول شهرستان ها آمد بعد شهرهای بزرگ یا آنقدر علمی بود که با اینکه اول شهرستان ها آمد ولی پون برآیندی از کل کشور بود نتایج نهایی را از همون 5 میلیون که اول گزارش کردند اعمال کردند. کسی می دونه اعلام علمی نتایج انتخابات یعنی چی؟

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 0:58  توسط حسین  | 
 آشنای قدیمی مهدی حبیبی در خبرنامه امیرکبیر مقاله ای نوشته و تعجب کرده که چرا دوستان دیرینش در ادوار از تحریم گذشته اند و امروز پشت کسی ایستاده اند که دیروز او را سد اصلاحات می شمردند. زمانی من با مهدی به دلایلی که هنوز درست اند انتخابات را تحریم کردیم. من کاری به ادبیات مهدی ندارم که چقدر شبیه کیهان شده است و از مخالفانش و دوستان قدیمی اش چون مقام پرستانی تازه به دوران رسیده یاد می کند و حتی نمی پرسم که مگر مقام پرستی بد است؟ نمی پرسم که مهدی "لویتان" یادت رفته؟ "شهریار" یادت نرفته؟ به اینها هیچ کار ندارم چون نه می خواهم تصمیمات ادوار را غسل تعمید بدهم و نه می خواهم توجیه گر رای دادن یا به چه کسی رای دادن باشم. می خواهم استدلال کنم می شود دلایل رای ندادن سابق هنوز پا برجا باشد و من در عین حال از رای دادن دفاع کنم!

آنچه در این سالها فرق کرده "من" بوده ام! من تجربه کرده ام، بیشتر درس خوانده ام و فهمیده ام در کشوری با درآمد سرانه زیر 10 هزار دلار در سال و کشوری متصل به درآمد رانتی نفت، آرزوی دموکراسی، محبوبی پارادوکسیکال است، حتی اگر حق باشد. من فهمیده ام دموکراسی  به معنی حق رای های برابر و آزادی های بیان بی ثمر نیست، دموکراسی قراردادی اجتماعی برای زندگی با حقوق مساوی است. در ایرانِ کم درآمدِ امروزی مهم ترین حق انسانی، ثروت برابر از نفت است و در اقتصادِ رانتی- دولتی مهم ترین حق انسانی فرصت های برابر رشد و پیشرفت فردی است. "من" بزرگ تر شده ام و بر دوش نسل سوخته بی سوادِ گذشته ام ایستاده ام و به بنیانِ دموکراسی و آزادی دست انداخته ام و راهی برای ارزش نهادن به "فرد" پیدا کرده ام. من هنوز با مهدی موافقم تنها راه رسیدن به آزادی برای خودم و نسلم، تحریم است، اما من دیگر دنبال آزادی خودم و نسلم نیستم چرا که جز تباهی برای نسل آتی هیچ ثمری ندارد.

زمانی گنجی پشت محبوب ترین کتابش ، مجمع الجزایر زندان گونه، نوشت که اگر اصلاح طلبان می خواهند فرشته و محبوب آزادی را به آغوش بکشند باید هزینه بدهند و من امروز پس از 6 سال فهمیده ام که به چه غایت این جمله در عین زیبایی گمراه کننده است. اگر کسی می خواهد محبوب آزادی را در آغوش بکشد اول باید پول داشته باشد تا بتواند هزینه آزادی را بپردازد. شرط لازم پول دار شدن آگاهی و عقل است و ما هنوز در خانه اول جهل گرفتاریم. بدون عقل و پول دنبال هزینه بودن، سرنوشتی جز مرگ ندارد، مرگی که به اشتباه یا شوکران نام می گذاریمش یا شهادت. مرگی که تنها چیزی که در این میان نابود می شود "فرد" است و فرد ذلیل و یا شهید هیچ قرابتی با محبوب گنجی ندارد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 9:9  توسط حسین  | 
 
  بالا