|
سروش
|
||
اینها که گفتم را این مرحوم کردان البته همه اش را نکرده بود ولی دروغ که گفته بود. به هر حال این بدبخت کردان همین ماه سال پیش قضیه اش معروف شد. تنها یک سال زودتر اگر می مرد هرگز اسمش تو تاریخ ثبت نمی شد. الله اکبر
یک بابایی داره مین روبی می کنه. یا می میره که خوب به سلامتی جاده باز شده یا مین روبی می کنه که باز به سلامتی ما با خیال راحت از جاده عبور می کنیم. بد می گم؟
If I want to run fortran in Lab PC the commend is:
f95 NameOfFile.f95
a.out !This is run it
control c !This stop the file
-------------------------------
TO build the executable file
f95 NameofFile.f95 -0 hello
hello
------------------------------------
چه كسي ميگويد كه گراني اينجاست؟
دوره ی ارزانيست...........
چه شرافت ارزان...........................
تن عريان ارزان...........................
و دروغ از همه چيز ارزانتر.................
آبرو قيمت يك تكه نان..............
و چه تخفيف بزرگي خوردست ............
قيمت هر انسان!............................
آنچه برای من خیلی جالب است میزان شفاف سازی شورای برگزاری انتخابات است که مانند آمریکا مخارج تمام کاندیداها و کسانیکه به آنها کمک کرده اند را منتشر می کند(اینجا) و در دسترس عموم می گذارد. به حق افغانستان دارد مسیر دموکراسی و تساهل را به درستی طی می کند. چه کسی می گوید کمک خارجی حتما با سونیت همراه است؟
فرض کنید موسوی اول هفته اعلام می کرد در نماز جمعه شرکت می کند و احمدی به مشهد نمی رفت و به جای مشهد تمام لباس شخصی ها به تهران می آمدند و تمام دانشگاه تهران را پر می کردند و فرض کنید با کوچک ترین سخنرانی هاشمی یک دست شعار می دادند که "مرگ بر ضد ولایت فقیه" اونوقت چی می شد به نظر شما؟ هاشمی نمی توانست حرف زیادی بزند. حال فرض کنید از قبل معلوم بود چنین کاری می کنند و احمدی هم به نماز می رفت و هاشمی مردم را آب روی یخ می کرد. این سناریو محتملی بود. اما موسوی می دانست کی بگوید که به نماز می رود. و این زمان بندی راز برنده شدن بود. زمانی که احمدی مجبور بود به مشهد برود. زمانیکه نمی شد از شهرهای دیگر به پایتخت آورد. او مرد بزرگی است من به او افتخار می کنم. کسی که دونه دونه داره به اطرافیان خودش و مخالفین دولت اضافه می کنه. مردی که باعث شده مردم شعار بدهند بسیجی واقعیی.... همت بود و باکری. مابچه های جنگیم..... بجنگ تا بجنگیم. مرگ بر روسیه. ما اهل کوفه نیستیم......حسین تنها بماند. یاحجت ابن الحسن.......ریشه ظلم و بکن.
من افتخار می کنم. افتخار به این سید سبز.
نکته دوم این بود که این نماز جمعه گویا سرباز صفر نیاوردند. چون کاملا
محتمل بود سرباز صفرها در صف اولیه نماز حال و سوای سبز پیدا کنند و حالا
بیا درستش کن.
1) ساختار بیانیه: یا بیانیه نباید تحلیل داشته باشد و در یک جمله درخواست مشخصی را بیان کند و یا اگر تحلیل دارد باید تحلیلی منسجم ارائه کند. تحلیلی که علاوه بر استنادات قوی، با ارائه دلایل وزین روند منطقی بحث را آشکار کند. در عین حال درخواست بیانیه می بایست دارای مرجعی مشخص و مرتبط با پیام نامه باشد. نویسندگان بیانیه نشان داده اند نه تنها درخواستشان را بی هدف و و با تناقض درونی و صرف نگرانی ابراز کرده اند بلکه بی مایه ترین تحلیل را ارائه کرده اند. نبود سازمان و انجمن های مدنی که افراد در خلال اتفاقات یاد بگیرند چگونه بیانیه بنویسند آفتی است که اثرات آن در این بیانیه آشکار است.
علاوه بر موارد فوق مرز درخواست، نگرانی و تحلیل مشخص نیست. هرکه می تواند به فهم خود برداشتی متفاوت ارائه کند.
2) از نظر معرفت شناسی نکته قابل بیان بدفهمی از "عمل گرایی" و "واقع بینی" است. لزوما میانه دیدن و ماستمالی کردن نشانه عمل گرایی و واقع بینی نیست. البته از دانشجویان مهندسی نمی توان انتظار داشت درکی از افول واژگان سیاسی داشته باشند اما می بایست حداقل این اندازه آگاه باشند که اگر مفهومی را نمی دانند جداقل بکار نبرند.
بقیه را دیگر دوستان ب.ن.ن در ذیل پست حامد نوشته که بنظرم بسیاری معتبر است.متن پیاده شده کامران دانشجو: دقیقه -20 این فیلم
http://alef.ir/1388/content/view/47732/
خیلی جالبه، در انتخابات قبلی می آمدندمثلا در 3 تا شهرستان عنوان می شدطرف فکر می کرد اوله بعد 3 تا شهرستان دیگه اعلام می شود یک تکونی می خورد نتایج عوض می شد طرف می گفت من بهت زده شدم. کاری که ما این بار کردیم کار کاملا علمی بود آقای ... ما اکثر، تمام شهرستان هایمان از طریق یارانه وصل بودند به سرور اصلی. ما فرم های 22 که می آمد بلافاصله اعلام می کردیم چون اول از شهرستان ها و روستاها می آمد ابتدائا 70 درصد آرا ماله نامزد برنده بود.بعد به تدریج شهرهای بزرگ شروع کرد به اومدن این به تدریج کاسته شد کاسته شد کاسته شد.تا بالاحره 61 درصد 62 درصد 63 درصد حالا 62 درصد. خوب اینکه کاملا طبیعی و واضح و مشخص بود. خوب بود ما مثل دوره های گذشته می آمدیم می گفتیم این آقا این قدره بعد یک نفر مثل من 2 ساعت می رفت استراحب می کرد برمی گشت بعد می گفت آقا من یکدفعه دیدم رای ها از این طرف به اون طرف شد.ما کاملا روند طبیعی و معمولی را بردیم دیگه!
مجری: خوب حالا ما بریم یک میان برنامه را ببینیم دیگه.
بعد میان برنامه
مجری: (کلی سوالات بی ربط)... ولی شما می خواستید یک چیز در مورد سوال قبل مطرح کنید.
دانشجو: در دوره های قبل به صورت شهرستانی نتایج می آمد، اول شهرستان های کوچک تر می آمد بعد شهرستان های بزرگ می آمد یکدفعه حالت بهت زدگی ایجاد می کرداما کاری که ما این بار کردیم شعبه به شعبه آنلاین وصل بود به سرور ما یک برآیند از کل کشور می آمد. با اینکه برآیندی از کل کشور می آمد اما چون شهرستان ها و روستاها زودتر می آمددرصد 69 بعد شروع کرد به تدریج پایین تر آمدن یعنی ما کارمون را کاملا علمی انجام دادیم، ما کاملا کار را به صورت علمی بردیم جلو که اینجا هیچ شک و شبهه ای در نتایج نباشه.
--------------------
آقا این دکتر دانشجو در یک پاراگراف 2 بار خودش را نقض کرد. آخر ما نفهمیدیم این دوره هم اول شهرستان ها آمد بعد شهرهای بزرگ یا آنقدر علمی بود که با اینکه اول شهرستان ها آمد ولی پون برآیندی از کل کشور بود نتایج نهایی را از همون 5 میلیون که اول گزارش کردند اعمال کردند. کسی می دونه اعلام علمی نتایج انتخابات یعنی چی؟
آنچه در این سالها فرق کرده "من" بوده ام! من تجربه کرده ام، بیشتر درس خوانده ام و فهمیده ام در کشوری با درآمد سرانه زیر 10 هزار دلار در سال و کشوری متصل به درآمد رانتی نفت، آرزوی دموکراسی، محبوبی پارادوکسیکال است، حتی اگر حق باشد. من فهمیده ام دموکراسی به معنی حق رای های برابر و آزادی های بیان بی ثمر نیست، دموکراسی قراردادی اجتماعی برای زندگی با حقوق مساوی است. در ایرانِ کم درآمدِ امروزی مهم ترین حق انسانی، ثروت برابر از نفت است و در اقتصادِ رانتی- دولتی مهم ترین حق انسانی فرصت های برابر رشد و پیشرفت فردی است. "من" بزرگ تر شده ام و بر دوش نسل سوخته بی سوادِ گذشته ام ایستاده ام و به بنیانِ دموکراسی و آزادی دست انداخته ام و راهی برای ارزش نهادن به "فرد" پیدا کرده ام. من هنوز با مهدی موافقم تنها راه رسیدن به آزادی برای خودم و نسلم، تحریم است، اما من دیگر دنبال آزادی خودم و نسلم نیستم چرا که جز تباهی برای نسل آتی هیچ ثمری ندارد.
زمانی گنجی پشت محبوب ترین کتابش ، مجمع الجزایر زندان گونه، نوشت که اگر اصلاح طلبان می خواهند فرشته و محبوب آزادی را به آغوش بکشند باید هزینه بدهند و من امروز پس از 6 سال فهمیده ام که به چه غایت این جمله در عین زیبایی گمراه کننده است. اگر کسی می خواهد محبوب آزادی را در آغوش بکشد اول باید پول داشته باشد تا بتواند هزینه آزادی را بپردازد. شرط لازم پول دار شدن آگاهی و عقل است و ما هنوز در خانه اول جهل گرفتاریم. بدون عقل و پول دنبال هزینه بودن، سرنوشتی جز مرگ ندارد، مرگی که به اشتباه یا شوکران نام می گذاریمش یا شهادت. مرگی که تنها چیزی که در این میان نابود می شود "فرد" است و فرد ذلیل و یا شهید هیچ قرابتی با محبوب گنجی ندارد.
|
|